تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
394
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
داشتن كارها و ديگر چيزها كه در آن سيم و زر به كار آيد پشتيبان باشد « 1 » . اما بهرام دو روى با گروهى از نابكاران كشتنى همسان خود بر اين زر و سيم و گوهر كه در گنجخانههاى ما بود تاختن آوردند و هرچه بود بپراگندند و بر باد دادند و ببردند و چيزى بر جاى نگذاشتند جز بعضى از سلاحهاى ما كه نتوانستند آن را نابود سازند و ببرند و در آن رغبت نكردند . پس از آن به سپاس خداوندى ، ما مملكت خود را بازيافتيم و كارهاى ما استوار شد و رعيّت به طاعت ما گردن نهاد و ما ايشان را از بند ستم و شرّى كه گرفتار آن بودند رهانيديم . به هريك از چهار سوى كشور خود اسپهبذى فرستاديم و بجز اسپهبذان بر آن نواحى پاذوسپانان « 2 » بگماشتيم و در مرزهاى خود مرزبانان نهاديم و كارگزاران كاربر چابك بر سر كار آورديم و همه را به سپاه فراوان تقويت فرموديم تا پادشاهانى را كه با ما سر خلاف داشتند و دشمنان ما را ، سركوب كردند . در سال سيزدهم « 3 » پادشاهى ما سپاهيان ما چندان به دشمن تاختن بردند و غارت كردند و اسير گرفتند و كشتند كه هيچيك از دشمنان ما در خاك خود نمىتوانست جز به پاسپان يا به زنهار ما و يا با ترس و بيم خود را آشكار سازد تا چه رسد به اينكه به گوشهاى از خاك ما بتازد و يا آنچه را كه ما ناپسند
--> ( 1 ) - در الاخبار الطّوال دينورى در اينجا افزوده است ( البته دينورى قسمتهاى ديگر را مختصرتر و كوتاه آورده است ) : يكى از پادشاهان هند به جدّ او خسرو اوّل نوشته بود كه مملكت ايران مانند باغى است كه در و ديوار آن را بايد از گزند چارپايان حفظ كرد . ديوار اين باغ سپاهيانند و در اين باغ مال و خواسته . از شاهنامه برمىآيد كه اين مطلب در اصل روايت موجود بوده است : كه ايران چو باغيست خرّم بهار * شكفته هميشه گل كامكار . . . الخ . » ( 2 ) - رجوع شود به آغاز سلطنت خسرو اول . ( 3 ) - اين سالى است كه موريسيوس در آن كشته شد و نظرا بايد آغاز جنگهاى انتقامى محسوب شود . اما اينكه دشمنىها در حقيقت پس از سپرى شدن اين سال ( 23 ژوئن 603 م ) آغاز شده است براى اين قسمت چندان اهميت ندارد و نظير آن است كه نرسس در ادسا ، فكاس را به رسميت نشناخت و فورا از خسرو كمك خواست ( مقايسه شود با زيرنويس شمارهء 1 صفحهء 312 ) .